من دختر تمام مادران زمينم ...
 
 
۱۳٩٠/٢/۱٦ :: ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا

ای کاش یه عشق زمینی داشتم

اون عاشق من میشد

من عاشق او ...

خدایا عشق..

عشقققققققققققق



موضوع مطلب :


۱۳٩٠/٢/۸ :: ۱:٢٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : سارا

خدایا ...

دلم عشق میخواد

میشنوی ؟

عشق !



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/۱٠/٢٩ :: ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا

مادر بزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانی ام

حسین پناهی



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/٩/٢٦ :: ٩:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا

 

سکوت

سکوت

سکوت ...

اگر سکوت کردن را تمرین کنیم خیلی بهتر و سنجیده‌تر و منطقی‌تر می‌تونیم حرف بزنیم. با حرف‌زدن، زیاد نمی‌تونیم به دنیای سکوت وارد بشویم و از اسرارش چیزی بفهمیم ولی با سکوت کردن خیلی از اسرار هستی را می‌تونیم رمزگشایی کنیم. ما آدم‌ها بیش از آنکه نیازمند حرف‌زدن و تمرین‌کردن برای آن باشیم نیازمندیم که «سکوت کردن» را یاد بگیریم.
تو فرهنگ دینیمون هم داریم که خدا نسبت به یک‌سری از چیزها سکوت کرده است، ولی نه این‌که فراموش کرده باشد درباره‌اش حرف بزند، بلکه مصلحت نبوده است. حتماً از این مصلحت‌ها در زندگی ما هم کم و بیش پیش می‌آید، بیایید از خدا یاد بگیریم



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/۸/۱٩ :: ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : سارا

 

قلبم محکوم شد به ساده بودن!

غرورم محکوم شد به خونسرد بودن!

احساسم محکوم شد به کم حرف بودن!

دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن!

چشمانم محکوم شد به مهربان بودن!

دستهایم محکوم شد به سرد بودن!

پاهایم محکوم شد به تنها رفتن !

ارزوهایم محکوم شد به محال بودن!

خدایا بس کن این بازی رو ...



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/۸/۱۱ :: ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : سارا

 

دیشب خواب دیدم رفته بودم ژاپن !!

کل شهر رو گشتم . خیلی خوشم اومده بود از اونجا ولی احساس

 غریبی داشتم

نمیدونم دلتنگ چی بودم ...

یه احساس عجیب بود

تا اینکه  یه پسر ژاپنی اومد بهم گفت من توی این مدت عاشقت شدم !!

میدونم تو نقاشی دوست داری فردا سه تا نمایشگاه نقاشی میبرمت . 

جالب اینجا بود که توی دلم میگفتم اخه شاید قدر من رو ندونه من کل

زندگیم رو سعی کردم پاک باشم حالا مگه این واسش فرق میکنه

که  تا به الان چطوری زندگی کردم ؟ اصلا به پاک بودن من اهمیت میده

 یا نه !!!

ولی از اونجایی که خیلی نازنین بود منم دلم رو باختم !!

هیچ وقت نه توی دنیای واقعی و نه دنیای خواب ...حس به این قشنگی

 بهم دست نداده بود . حس عشق عمیق به انسانی از جنس محالفم !!

صبح که از خواب بیدار شدم ساعت شش بود . کلی خدا رو از ته دلم

 شکر کردم که توی خواب هم که شده احساس خوبی به روحم داد .

و بالاخره یکی توی عالم دیگری عاشقانه و با اخلاص منو دوست داره !

 

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/٦/۱٩ :: ۱:۳٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : سارا

 

وای خدا که چقدر دلم عیدی میخواد

دوست دارم الان یکی در بزنه بهم عیدی بده

من بچه شدم

نی نی شدم

آخه چرا ؟

چرا دلم عیدی میخواد ؟

خدا عیدی عید فطر رو از تو میخوام باشه ؟

من نی نی تو هستم !!

فردا اول صبح بهم بده عیدیم رو

و گر نه گریه میکنم

منتظرم

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/٥/۳۱ :: ۳:۱۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا


«وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ »

 

پروردگار عالم از یک سو دستور به دعا و از سوی دیگر وعده به اجابت داده است اما به شرط آنکه فقط او را صدا بزنند و غیر او را نخوانند و دل نبندند.
دعا را عبادت نامگذاری کرده و ترک آن را استکبار نامیده و به ترک کننده ی آن وعید به “داخل شدن با خواری و ذلت به جهنم” داده است.
در کتاب خصال از امام صادق – علیه السلام – نقل شده است: اگر به کسی سه چیز عطا شود، از سه چیز محروم نخواهد شد. به هرکس دعا داده شود اجابت داده شده. به هر کس شکر داده شود زیادی و افزایش داده شده و به هر کس توکل داده شود کفایت و اداره امور او داده شده است چرا که خداوند عز و جل  در کتابش فرموده است «و من یتوکل علی الله فهو حسبه» و فرموده «لئن شکرتم لأزیدنکم» و فرموده «ادعونی استجب لکم».



موضوع مطلب :


۱۳۸٩/۳/۱٢ :: ۸:٥۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا

اینا رو جایی خوندم .. خیلی بدرد این روزهایم میخوره ...

سلامتی

1- آب فراوان بنوشید. 
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک شاه شام بخورید. 
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 
5- از نماز و دعا کمک بگیرید. 
6- بیشتر بازی کنید. 
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 
9- 7 ساعت بخوابید. 
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید. 
 
شخصیت


12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 
14- خیلی خود را جدی نگیرید. 
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید. 
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد. 
19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید.نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید. 
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 
22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. 
 
جامعه


25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست. 
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
 
زندگی


32- کارهای مثبت انجام دهید.. 
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 
34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.) 
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.. 
37- حتی بهترین هم می‌آید. 
38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید. 
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید. 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸۸/۱٢/٢٧ :: ۱:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : سارا

زیارت اهل قبور همواره یادآور نوستالژی ترین لحظات زندگی است .

یاد آور اشک ها و لبخندها ...

خاطرات خوب ...

آخرین نگاه ...

اخرین جمله ای که گفت ...

ارواح چشم انتظارند ...

و منتظرند تا شاید دسته گلی زیبا لباس شب عیدشان شود .

اگر کسی را آنجا دارید تنهایش نگذارید ... بروید زیارت و یادتان باشد که روزی شما آنجا خوابیده اید و چشم انتظار یک نگاه آشنا ..

این اولین متنی هست که مخاطب من مستقیما ببینده های وبلاگم هستن ...دلم نیامد این متن را ننویسم .. شاید کسی دلش بلرزد !!!



موضوع مطلب :


۱۳۸۸/۱٠/٥ :: ٥:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا

لحظات زندگی پر از صدا و حرف و کلام است . پر از چهره . صورت .  تصویر . زشت یا زیبا . پر از نام . خاطره . درد . و آدم هایی که سر جای خود می ایستند . سرد . محکم . مثل زمستان جنگلی که مرگ را در پوست تک تک درختانش می توان لمس کرد و سرمایش را در عمق وجود ، حس .
همیشه از خود می پرسم ، که زندگی خواب است یا خواب زندگی . چشمانم را که می بندم انبوهی از افکار و رویاها ، معنای همه چیز را با خود می برد . و چشمانم را که باز می کنم دنیایی از ماده هجوم می آورد . و نیاز و نیاز و ......
هر روز زندگی را می بینم . با تک تک حروفش . اما تک تک حروفی که در میان حروف نامم می پیچد و نمی دانم که نامم در زندگی گم می شود ، یا زندگی در میان آن .



موضوع مطلب :


۱۳۸۸/٩/٢٥ :: ٩:٠٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سارا

یکی بود یکی نبود.

توی دنیای قشنگ.

زیر گنبد کبود. 

در  دیاری دور دور

 
توی شهر عاشقای خوب .

شهری که مردم  نیکوئی داشت.

از همه رنگ و ریاها به دور .دلشان چشمه نور. 

پدری و پسری نشسته  بودند.

گوئی از از بند زمانه رسته بودند.  

پسر از پدر می پرسید.،

   پدر م  عشق چیه؟

پدرم عشق کجاست؟

راه عاشقی کجاست؟

پدر او شد شاد.

به پسر پاسخ داد.

عشق یعنی تپش قشنگ قلب.

عشق یعنی دوست داشتن .دردل خود هزاران آرزو را کاشتن.

 عشق یعنی زندگی را زیبا دیدن

عشق یعنی رفتن اما ،نرسیدن

عشق یعنی خدا را حس کردن

عشق یعنی کار کردن

              خواند ن و خواندن و خواندن

 اسب اندیشه  را در بیابانهای دل فرزانه راندن

                  عشق یعنی که مایوس نگردی هر گز

                   عشق یعنی که از عشق بگردی لبریز

عشق یعنی سوختن

عشق یعنی با آتش عشق

              زندان سرد تنهائیها را روشنی بخشیدن

                        افروختن.

از نگاهت پیداست پسرم

که تو عاشق شده ای

که تو عارف شده ای

           پسرم مبارک باشد


           خالق عشق در این راه نگه دارت باشد


در ره عشق کتاب و قلمت را به زمین هیچ نگذار

در ره عشق عقل را دوست بدار

 در عشق تو آبدیده شو

 تو پاک سرشتی

                    عاشق آنکه عشق را آفریده شو
 با عشق حق هم خانه شو

پسرم مبارک باشد.

عاشقیت مبارک باشد.



موضوع مطلب :